محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
690
مخزن الأدوية ( ط . ج )
شبت جهت تسكين اوجاع بارده . * حرق النار * طلاى آن با روغن گل جهت سوختگى آتش . * طرد الهوام * بخور آن گريزاننده هوام . * الخواص * چون زن بعد از بول بخور آن را بگيرد اگر در حال باز ادرار بول آيد قابل حمل خواهد بود و الا فلا . المضار : مضر سفل و آشاميدن آن موجب كرب ، مصلح آن سنبل رومى . مقدار شربت آن : از نيم درم تا يك درم . روغن لاذن كه يك اوقيه آن را در يك رطل روغن زيتون و كنجد حل نموده روز ديگر بر آتش خاكستر گذارند كه قريب به سدس آن برود : افعال و خواص آن : جهت برودت اعضا و زكام رطوبى و تقويت معده و رويانيدن و سياه كردن موى و تقويت آن به غايت نافع است . لازورد به فتح لام و الف و كسر زاى معجمه و فتح واو و سكون را و دال مهملتين معرب لاجورد فارسى است . ماهيت آن : سنگى است كه از كاشغر مىآورند . بهترين آن صلب صافى نيلى براق با نقطههاى طلايى كبود به سرخى و بنفشى و سبزى مايل است كه در آن رگههاى خاك نباشد و آنچه به اوصاف مذكوره نباشد مصنوع است و مستعمل در طب نيست و ماده تكون آن زيبق قليل جيّد و كبريت بسيار غير ردى قريب به ماده ذهب است كه طلا ناگشته يبوست بر آن غالب شده آن را بدان رنگ و لاجورد گرداند و آن را مغشوش به زرنيخ زرد و ربع وزن آن زاج و رمل مىكنند و سحق بليغ با سركه كه در آن نمك حل كرده و مس تفته را در آن خاموش كرده باشند تا سركه سبز گشته باشد مىنمايند تا به قوام خمير آيد پس خشك نموده به جاى لاجورد مىفروشند و همچنين به سنگ مرمر تسقيه به آبى كه در آن شب يك مرتبه و آن سركه مذكور مرتبه ديگر و در سرگين گرفته يك شبانه روز آتش ملايم موافق داده پس سرد كرده برآورده به جاى لاجورد اصلى مىفروشند و فرق به شناخت صلابت و جوهر و اوصاف مذكوره است و اگر سوده باشد به آنكه رنگ لاجورد اصلى مانند رنگ آنست به خلاف جعلى و نيز از فرنگ چيزى مصنوع ساييده به رنگ لاجورد مىآورند اندك سبك وزن خوب نرم و سوده نيست و چون خوب نرم بسايند رنگ آن بسيار كم مىگردد و لاجورد نيست و مستعمل در طب سنگى اصلى كاشغرى آنست . هرگاه اراده اسهال باشد غير مغسول آن و الا مغسول آن زيرا كه قوّت اسهال غير مغسول زياده از مغسول آنست و دستور غسل آن در مقدمه مذكور شد . طبيعت آن : در اول گرم و در دويّم خشك و شيخ الرييس و ديگران در دويّم گرم و در سيّم خشك گفتهاند و مغسول آن در اول سرد و در دويّم خشك . افعال و خواص آن : جالى و صاف كننده اخلاط از كدورات و مسهل سودا و اخلاط غليظه مخلوط به خون و بالخاصيت دافع سوداى حوالى قلب و امراض سوداويه و غم و هم و توحش و بخارات غليظه و مفرح و مقوى قلب و با اندك قوّت قابضه و در ساير افعال قريب به حجر ارمنى و لزاق الذهب و از آن هر دو ضعيفتر و با قوّت محترقه و حاده و مقرحه و لذاعه و معفنه . * اعضاء الرأس * نفوخ آن قاطع رعاف و آشاميدن آن جهت ماليخوليا و وسواس و اكتحال آن جهت رمد و دمعه و سلاق و بياض و قرحه و منع ريختن مژگان و از اعظم اجزاى ادويه امراض عين است براى تقويت اجفان و رويانيدن مژگان و زيادتى و تخمين آنها . * اعضاء الصدر و الغذاء و النفض * آشاميدن آن جهت امراض قلب مذكوره و جهت ربو و بهر و اسهال سودا و اخلاط سوداوى و جهت امراض حادث از قبل سودا و درد گرده و ادرار بول و حيض به قوّت و فرزجه نيم درم آن تا يك درم روغن زيتون جهت حفظ جنين از اسقاط و حمول آن مدر حيض . * القروح و الجروح و الزينه * ذرور آن جهت آكله و قروح ساعيه و جذام و حكه و جرب و به دستور طلاى آن با سركه جهت تجعيد موى و اسقاط و قلع ثواليل و برص . مضر فم معده ، مصلح آن مصطكى با حماما و موجب كرب و غثيان خصوص غير مغسول آن ، مصلح آن كثيرا و عسل و غسل و تصويل آن . مقدار شربت آن : از نيم مثقال تا يك مثقال با ادويه مناسبه . بدل آن : حجر ارمنى است و لزاق الذهب نيز گفتهاند و دستور غسل و حبوب آن و سفوف آن در قرابادين كبير مذكور شد . لاعرين به فتح لام و الف و و فتح عين و كسر راى مهملتين و سكون ياى مثناة تحتانيه و نون و لاعون نيز ديده شده . ماهيت آن : نباتى است شبيه به پاى خرگوش و لهذا آن را ارنبى گويند و به عربى رجل الارنب و به لاطينى لكونس و به بربرى طربيطس نامند . منبت آن خرابهها . طبيعت آن : سرد و خشك . افعال و خواص آن : چون با شراب بياشامند شكم را بند نمايد و با آب جهت حبس شكم صاحب تب و ضماد و تعليق آن محلل اورام حار اربيه است . لاغيه به فتح لام و الف و كسر غين معجمه و فتح ياى مثناة تحتانيه و ها